همراه ما باشید

مشکل اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان

مشکل اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان

عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی

متن جامعه ایران متکثرتر از این است و به دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا ختم نمی‌شود و اگر جریانهای دیگر تا به حال نتوانستند سازماندهی و تشکیلات پیداکنند به این علت است که یا در گذشته تعدادشان به اندازه کافی نبوده که از خود قدرتی نشان دهند یا به خاطر تنش‌هایی است که در گذشته داشتند و این اجازه یا امکان برای آن‌ها کمتر فراهم می‌شد تا بتوانند خودشان را سازماندهی کنند و بازیابند. 

بنابر این بنظر می‌رسد که جریان های سیاسی متنوع‌تر از این دو هست اگرچه حتی درون اصلاح طلبان و اصولگرایان می‌توان شعب مختلفی را دید. هرکدام از این‌ دو بیشتر یک طیف هستند تا یک جریان. البته همه احزاب در دنیا به شکل طیف هستند ولی بعضی طیف‌های کشیده داریم که چپ و راست قضیه به هم نزدیک هستند ، بعضی طیف های گسترده نیز داریم که فاصله این ها از یکدیگر زیاد است. بنظرم در اصلاح طلبی و اصولگرایی فاصله دوسر طیف زیاد است. و از حالت طیف خارج شده و به یک جریان سیال تبدیل شده‌اند.

نمی‌شود ارزیابی کامل و دقیقی را در یک گفتگوی کوتاه ارائه کرد؛ هرکدام از این دو جریان موفقیت‌ها و شکست‌هایی داشتند اما بنظر من شاید یکی از مهمترین ارزیابی‌ها این است که از این دو جریان کوشش نکردند که نیروهای دیگری که در سایه آنها یا حامی آنها هستند مسیرشان را مستقل طی کنند.

این جریان‌ها سعی کردند که پوشش‌های عام و فراگیری را به خود دهند به همین دلیل از اعتبار و خلوص آنها کاسته شد. وقتی بخواهیم جمعیت زیادی را گرد خود جمع کنیم و همه را به یک نام بنامیم به ناچار باید اهداف، ارزش‌ها و اولویت‌های آن‌ها را درنظر گرفت و تبلیغ کرد در نتیجه این کار موجب کاهش خلوص آن جریان خواهد شد. به همین دلیل این دو جریان هرچه سعی کردند که قدرتمندتر بشوند به شکلی پارادوکسیکال خودشان را تضعیف کردند و در نتیجه نیروهایی که از درونشان انشعاب می‌کنند لزوما پیشتر نیز با آن‌ها همراه نبوده‌اند.

نکته کلیدی این است که جامعه و ساخت قدرت در ایران منحصر به این دو جریان نیست. خودِ نظام هم علیرغم آنکه در مقاطعی گرایش قوی به یکی از این دو جریان داشته موجودیت قدرتمند و مستقلی از خود نشان می داد حتی می‌باید گفت که این موجودیت بسیار قدرتمندتر از این دو جریان است. این دو جریان وابستگی‌های بیشتری به ساخت قدرت دارند تا عکس این ماجرا. بنابراین نمی‌توان فقط این دو جریان سیاسی را مسئول افول شدید سرمایه اجتماعی دانست. به نظر می‌رسد که سرمایه اجتماعی جامعه ما آن حدی نیست که بتواند از پس مشکلات و مسائل حاد احتمالی خود برآید.

هرکدام از این دو جریان باید نسبت به برنامه‌ها و اهدافشان خلوص بیشتری داشته باشند اگر هم می‌خواهند فراگیری بیشتری پیداکنند باید به سمت ائتلاف و اتحاد با نیروهای دیگر بروند نه اینکه همه را زیر یک چتر مشترک جمع کنند.

درباره نویسنده

امید کرمانی‌ها مشاهده تمام مطالب

ثبت دیدگاه