همراه ما باشید

کاوش گزارش می‌دهد؛

آغاز پایان سیطره سیاست خارجی بر انتخابات

آغاز پایان سیطره سیاست خارجی بر انتخابات

درحالی که در چند سال گذشته سیاست خارجه همواره یکی از عوامل اثرگذار در انتخابات ایران بوده است، به نظر می‌رسد که این دوران با چیرگی دوباره دکترین سنتی جمهوری اسلامی ایران بر روابط خارجی رو به پایان باشد.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، سیاست خارجی و رویکردهای مرتبط با آن، در سال‌های اخیر نقش پررنگی در انتخابات‌های برگزار شده در ایران بازی کرده است، اما این اثرگذاری همواره در این اندازه نبوده است.

 

یک سیاست خارجی برای همه

 

تا پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92، مباحث مربوط به سیاست خارجی کشور و رویکردهای آن، همواره در جایگاهی حاشیه‌ای نسبت به موضوعات داخلی قرار داشت و توجهی را برنمی‌انگیخت. در واقع نکته اساسی آن بود، که صرف نظر از رقابت‌ها و جناح‌بندی نامزدها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و شعارهای گوناگونی و بعضا کاملا متفاوتی که مطرح می‌کردند، در حوزه سیاست خارجی تقریبا هیچ گونه اختلافی میان داوطلبان وجود نداشت و حتی می‌تواند گفت که همه آنان تنها یک رویکرد مطلوب را در این بخش از سیاست کشور به رای‌دهندگان عرضه می‌کردند.

استکبارستیزی، سازش‌ناپذیری با شیطان بزرگ آمریکا و حمایت از ملت‌ها مورد و مواردی دیگری در همین چارچوب، تنها مسایلی بود، که رقبای انتخاباتی درباره سیاست خارجی پیشنهادی خود مطرح می‌کردند و در این باره هیچ گونه اختلافی با یکدیگر نداشتند. حتی در انتخابات ریاست جمهوری دوره اصلاحات و دوران پرتب و تاب صدارت احمدی‌نژاد نیز با وجود تمام اختلافاتی که امور داخلی کشور موجود بود، کسی رویکرد متفاوتی در سیاست خارجه را معرفی نکرد. به بیان دیگر مسایلی مانند مذاکره با آمریکا و ... تابوهایی به شمار می‌رفتند، که نه تنها نزدیک به شدن به آنها ممکن نبود، بلکه حتی سخن گفتن از آن نیز سازشکاری و خیانت شمرده شده و می‌توانست موجب مرگ سیاسی یک شخص یا جریان شود.

 

سال سرنوشت ساز سیاست خارجی

 

همه مواردی که تا سال 92 به عنوان تغییر در رویکرد سیاست خارجی شناخته می‌شوند در واقع همگی مواردی هستند که پس از انتخابات و به صورت کاملا ملایم و غیر مستقیم و حتی در در بسیار از موارد به صورت محرمانه انجام گرفته‌اند، اما در این سال ما شاهد یک دگرگونی اساسی در این رویکرد هستیم، به این معنا که برای نخستین رویکرهای سیاست خارجه به صورت متفاوت در انتخابات مطرح شده و به صورت یک وعده انتخاباتی درآمد. به نوعی می‌توان گفت که مسایلی مانند شیوه مذاکره بین‌الملل برسر پرونده هسته‌ای و گفتگو با امریکا به رای مردم گذاشته شد، که اثری بسیار تعیین کننده نیز در نتیجه انتخابات برجای گذاشت. به این اعتبار می‌توان سال 92 را نقطه‌ عطفی در مبارزات انتخاباتی و مراجعه به آرای عمومی در ایران دانست.

از این سال به بعد مسایل سیاست خارجی در نقطه کانونی توجهات و شعارهای انتخاباتی قرار گرفت. پس ریاست جمهوری نوبت به انتخابات مجلس در سال 94 رسید. در این سال گفتگوهای ایران در با 5+1 به تازگی در چارچوب برجام به نتیجه رسیده بود و این گونه تلقی می‌شد که دولت به وعده‌های سیاست خارجی خود که مورد پذیرش اکثریت شهروندان نیز قرار گرفته بود عمل کرده است، اما رفتار پرتنش و به شدت مخالف جناح مقابل که به ویژه در مجلس تلاش می‌کرد، تا با همه توان خود جلو برجام را سد کند، جامعه را به این نتیجه رساند، که اگر دستاوردهای توافق بین‌المللی و ادامه سیاست خارجه دولت منتخب را می‌خواهند، باید در انتخابات، پارلمان را با دولت دولت همسو کنند.

بنابراین در پی موفقیت مذاکرات هسته‌ای و گشایش در روابط خارجی کشور، مجلس نیز از جریان همسو با دولت پر شد تا بار دیگر عملکرد سیاست خارجی و برنامه‌های آینده آن بر انتخابات اثری تعیین‌کننده بگذارد.

 

نبود بدیل نیرومند و تداوم اثرگذاری سیاست خارجی بر انتخابات

 

در سال 96 نیز همین مساله تکرار شده و دولت موفق شد با شعار تداوم دکترین نوین تعامل با جهان و هشدار دادن به شهروندان در این مورد که ممکن است با به قدرت رسیدن رقیب این روند را با اختلال روبرو کند، کفه آرای عمومی را به سود خود سنگین کند،  به ویژه اینکه رقیب نیز در وضعیت تعلیق بی سابقه‌ای در زمینه سیاست خارجی قرار گرفته بود، به این معنا که از یک سو امکان مخالفت قاطع با رویکرد سیاست خارجی دولت مستقر را نداشت و از سوی دیگر همین موضوع سبب می‌شد، که از رویکر سنتی استکبارستیزانه خود نیز فاصله بگیرد و نتواند با تمام توان خود بر این آموزه پافشاری کند. در چنین شرایطی نامزدهای جناح رقیب در موقعیتی متزلزل قرار گرفتند که از هیچ اصالتی در زمینه سیاست خارجی برخوردار نبود و همین موضوع نیز موجب شد، که جاذبه آنان برای آرا کاهش چشمگیری پیدا کند تا سیاست خارجه همچنان عنصری تعیین کننده در انتخابات ایران باقی بماند.

در سال 98 و در آستانه انتخابات اما شاهد فضایی متفاوت از سال‌های گذشته هستیم. از 3 سال پیش با به قدرت رسیدن رئیس جمهور جدید ایالات متحده، رویکرد منفی وی نسبت به برجام اوج گرفت، تا اینکه سرانجام از آن خارج شد. درپی آن ایران که سرسختانه بر پایبند ماندن امریکا به برجام تاکید داشت، پس از یک سال بردباری با این امید که طرف اروپایی بتواند اقدامی برای تغییر اوضاع صورت دهد، درنهایت بر اثر پیچیده شدن شرایط ناگزیر شده تا گام به گام از تعهدات برجامی خود بکاهد. با این وقوع این رخدادها امروز توافق هسته‌ای در آستانه فروپاشی‌است و تحریم‌ها از هر زمان دیگری قدرتمندتر و اثرگذارتر شده است.

 

آغاز دوران جدید در رقابت‌های انتخاباتی و اثر انفعالی سیاست خارجی

 

در این شرایط سفر حسن روحانی به ژاپن در حال انجام است و بسیاری بر این باورند سفر رئیس جمهور می‌تواند، گامی نو برای از سرگیری مذاکرات با امریکا باشد، اما فارغ از مسایل دیپلماتیک پرسش اینجاست، که آیا چنین سفرهایی و در مفهوم عام‌تر، سیاست خارجه می‌تواند بار دیگر در انتخابات اثرگذار باشد یا نه؟

واقعیت این است که اکنون فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایران نسبت 8 سال گذشته دستخوش دگرگونی‌های جدی شده است. شکست مذاکرات موجب شده است که جناح رقیب بار دیگر بتواند دکترین سیاست خارجی خود را بدون هیچ نگرانی خاصی در چارچوب استکبارستیزی مطلق سامان دهد و به صورت منسجم‌تری گام بردارد. از سوی دیگر تحولات اجتماعی که شتابان در حال رخ دادن هستند، جامعه را به سویی سوق داده است که پشتیبانان روحانی به شدت از عملکرد و توانایی‌های وی ناامید به نظر می‌رسند. در این وضعیت نخبگان سیاسی همسو نیز بنا به دلایل گوناگون بر این باورند که اقدامات روحانی در عرصه سیاست خارجی نمی‌تواند مفید باشد و یا قدرت او در این زمینه کافی نیست، به همین دلیل امیدی به سفرها و تحرکات دیپلماتیک وی ندارند.

 

آیا نفوذ سیاست خارجی بر انتخابات ایران پایان یافته است؟

 

با توجه به آنچه گفته شد، سیاست خارجی به روشنی نمی‌تواند جایگاهی به قدرت‌مندی گذشته در انتخابات داشته باشد. البته اگر از این منظر به موضوع بنگریم که طرفدران رابطه و مذاکره با غرب و امریکا در جامعه سرخورده‌اند و شوری برای انتخابات ندارند. انتظار می‌رود که سیاست‌مدارانی از جنس دولت مستقر فارغ از همه تلاش‌هایی که صورت داده یا خواهند داد، با از کف دادن پایگاه رای خود به حاشیه رانده شده و درمقابل با یکپارچه شدن رویکرد استکبارستیزی در جناح راست، موقعیت آنان در پایگاه رای‌شان تقویت شود. در این صورت باز هم سیاست خارجی در انتخابات موثر می‌افتد، اما این بار نه صورت فعال و دارای پیامدهای پس از انتخابات، بلکه تنها به صورت منفعل اثرگذار خواهد بود.

با این همه می‌توان انتظار داشت که با بازگشت به رویکرد سنتی استکبارستیزانه گذشته، که هرگونه تعامل و ارتباط رسمی با آمریکا و حتی غرب به صورت کلی را نفی می‌کند. رفتار سیاست خارجی کشور نیز با همان شکل و چارچوب به پیش رود. به این معنی که همچون سوابق مشابه گذشته، مراودات و ارتباط در مجراهای محرمانه و بدون جنجال رسانه‌ای برقرار شود، که خود می‌تواند سرآغاز فصل جدیدی از سیاست‌ورزی در ایران به شمار آید، اما در کوتاه مدت از اثر فعال سیاست خارجی بر انتخابات به شدت کاسته خواهد شد.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه