همراه ما باشید

مطهرنیا در گفتگو با کاوش:

امید چندانی به نتایج سفر روحانی به ژاپن وجود ندارد

امید چندانی به نتایج سفر روحانی به ژاپن وجود ندارد

یک تحلیلگر مسایل بین‌المللی به اشاره به اینکه سفر رئیس جمهور به ژاپن بدون دستور صریح رهبری نظام و اختیار کامل نمی‌تواند نتایجی در پی داشته باشد، تصریح کرد که با توجه به بیانات آشکار رهبری در باره ممنوعیت مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم با امریکا، امید چندانی به نتایج این سفر وجود ندارد.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، سفر حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران به کشور ژاپن که در آغاز هفته آینده انجام خواهد شد، توجه بسیاری از رسانه‌ها و تحلیل‌گران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. به ویژه اینکه این سفر از سوی ایران مطرح شده است.

با توجه به اینکه دیدار چند ماه پیش «شینزو آبه» نخست وزیر ژاپن، که با رهبری و رئیس‌جمهور اسلامی ایران در تهران صورت گرفت، مشخصاً درباره مسایل مربوط به برجام و اختلافات میان ایران و ایالات متحده بود و مقامات ژاپنی نیز به روشنی هدف خود را رساندن پیام واشنگتن به تهران و میانجی‌گری برای کاهش تنش میان دو کشور اعلام کرده بودند، به نظر می‌رسد که تصمیم روحانی برای سفر به توکیو نیز، بی ارتباط به همین موضوع نباشد.

پرسش اساسی، اما اینجاست که دولت و رئیس‌جمهور ایران در این سفر به صورت مشخص چه چیزی را دنبال کند؟ از سوی دیگر اینکه روحانی از محول کردن ماموریت به وزیر امور خارجه خودداری کرده و خود به صورت مستقیم وارد این عمل شده است، نشان از درجه اهمیت بالای این سفر، دست‌کم برای دولت ایران دارد. از این پرسش دیگر این است، که آیا انجام چنین سفری در این سطح و به صورت ناگهانی می‌تواند نشانه‌ای از یک تغییر یا چرخش محسوس در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شمار آید یا نه؟

شخص رئیس جمهور و مقامات ارشد کابینه در روزهای اخیر در سخنان از اصلاحاتی همچون وجود عزم و مصمم بودن دولت برای مذاکره بهره جسته‌اند، که گمانه‌زنی‌های تغییر در سیاست خارجی را نیرو می‌بخشد و در سوی دیگر سفر رئیس جمهور به ژاپن منقدانی نیز در داخل دارد که یا از بیخ وبن با این سفر مخالف و به ان بدبین هستند و یا شرایط کنونی کشور برای باز کردن فصل جدیدی از گفتگوهای بین‌المللی آماده نمی‌یابند.

درباره انگیزه‌های سفر رئیس جمهور به ژاپن و نتایج و دستاوردهای احتمالی آن و مسایل دیگر با «مهدی مطهرنیا»، کارشناس و تحلیل‌گر مسایل بین‌المللی گفتگویی انجام دادیم که شرح آن را در ادامه خواهید خواند:

 

پیام سفر روحانی به ژاپن می‌تواند زیر فشار بودن دولت باشد

 

*آقای مطهرنیا! با توجه به اینکه در برخی رسانه‌ها آمده است، که درخواست انجام گرفتن سفر رئیس جمهور به کشور ژاپن از سوی طرف ایرانی مطرح شده و ژاپن نیز پیش‌تر میانجی‌گری میان ایران و ایالات متحده را بر عهده گرفته بود، آیا این سفر را می‌توان به نوعی چرخش در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد؟

رئیس جمهور نماینده سیاست خارجی ایران در نظام بین‌الملل قلمداد نمی‌شود. تجربه کنش‌های ایران در عرصه بین‌المللی این امر را در نظام بین الملل به اثبات رسانده است که رئیس جمهوری مقام تصمیم‌گیرنده در عرصه سیاست خارجی نیست.  بارها از سوی روسای جمهوری مختلف وعده‌هایی مطرح و گزاره‌هایی تولید و بازتولید شده، که از عمل به آنها در عرصه سیاست خارجی بازمانده‌اند.

از این رو به نظر می‌رسد، با توجه به دریافتی که دیگر کنشگران، گنش‌ورزان و حتی کنش‌وران نظام بین‌الملل از جایگاه رئیس جمهوری اسلامی ایران دارند، درخواست دولت ایران برای دیدار با «شینزو آبه» بدون پشتوانه پیام‌ها مستحکم حکومت حاکم بر تهران، نمی‌تواند برای ژاپن یا هر کشور دیگری مبنای درستی برای برنامه‌ریزی و تنظیم روابط با تهران باشد.

لذا پیام مطرح شدن درخواست سفر از سوی دولت ایران، می‌تواند این باشد، که دولت زیر فشارهای موجود داخلی، منطقه‌ای و بین المللی ناشی از تحریم‌های کمرشکن قرار دارد و در پی ایجاد فضایی است که اهداف شکست خورده سفر آبه به تهران را احیا و زمینه‌های گفتگو را فراهم آورد.

 

رهبری آشکار مذاکره با امریکا را رد کرده‌اند/ دولت برای موفقیت در مذاکره باید مجوز رهبری را داشته باشد

 

اما از سوی دیگر رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران به آشکار اعلام کرده‌اند که هرگونه مذاکره با امریکا در هر سطح و هر موضوعی ممنوع است و همچنین هیچ میانجی و مبادله پیامی نیز میان دو کشور وجود نخواهد داشت. لذا اگر دولت بخواهد در ژاپن موفق باشد و راه مذاکره و میانجی‌گری را باز کند، باید از رهبری نظام برای این کار مجوزی داشته باشد و این مساله تغییر پارادایمی در سیاست خارجی ایران به شمار رفته و نشان خواهد داد تحریم‌های امریکا به اندازه‌ای موفقیت آمیز بوده که رویکرد ایران در سیاست خارجی را دگرگون کرده است.

اینکه که بگوییم رئیس‌جمهور به ژاپن سفر کرده و بدون هماهنگی، کانال ارتباطی و میانجی‌گری ژاپن را بازگشایی می‌کند تا راه مذاکره با امریکا هموار شود، ممکن نبوده و چنین کاری بدون مجوز رهبری نظام و نهادهای قدرت ناظر بر تنظیم سیاست‌خارجی در ایران امکان‌پذیر نیست. پس اگر سفر رئیس جمهور منجر به این معانی شود، در واقع تنها پا پیش گذاشتن روحانی برای مذاکره است، بدون اینکه کلیت نظام حاضر به پذیرش پیامدهای ناشی از آن باشد و رئیس جمهور در این زمینه تحت فشارهای داخلی قرار خواهد گرفت. اگر راه مذاکره باز شود، وی سازش‌کار لقب می‌گیرد و در صورت بازنشدن راه مذاکره رئیس جمهور را شکست خورده خواهند نامید، پس سفر روحانی به ژاپن امر خطیری به شمار می‌آید.

 

ادعای ژاپن برای رایزنی در راستای کاهش تنش در منطقه تعارفات دیپلماتیک است/ سفر روحانی به ژاپن باید هدفی مهم‌تر از گسترش روابط دوجانبه داشته باشد

 

*طرف ژاپنی اعلام کرده است که ما با ایران در مورد مسایل منطقه‌ای و تامین امنیت حوزه خلیج فارس رایزنی خواهیم داشت. به نظر شما آیا کاستن از سطح تنش در منطقه مستقل از فضای حاکم بر روابط ایران و امریکا، توسط ژاپن امکان‌پذیر خواهد بود؟

این جملات بیشتر تعارف‌های دیپلماتیک  به شمار می‌رود. اکنون آمریکا در تلاش است تا یک نظام حقوقی مطلوب خود را در منطقه استیلا بخشد. این نظام حقوقی انتقال انرژی از تنکه هرمز به آب‌ها بین‌المللی و امنیت اقتصاد جهانی را تضمین کرده و حضور آمریکا در منطقه را برای دهه‌ها و بلکه سده آینده مشروعیت خواهید بخشیدو کشور ژاپن نیز پذیرفته است که عضوی از این منطق حقوق باشد، تا  فضای مناسب و مطلوب در منطقه حاکم شود. بنابراین آنچه درباره ایجاد ترتیبات امنیتی در منطقه بدون تداخل با کنش ایالات متحده در این حوزه طرح می‌شود، تا اندازه زیادی یک امر ایده‌آلیستی به شمار می‌رود. ایالات متحده بالاترین حجم حضور نظامی در منطقه خلیج فارس را دارد و درحال تعریف یک نظام حقوقی برای این منطقه و  گسترش آن است تا انتقال انرژی از تنگه هرمز را ضمانت کند.

این نکته را نیز باید در نظر گرفت، که تنها چندماه از سفر آیه به ایران می‌گذرد و سفر ناگهانی روحانی به ژاپن نشان می‌دهد که باید هدفی بسیار مهم‌تر از گسترش صرف روابط میان تهران و توکیو در این سفر نهفته باشد و آنچه که مقامات ژاپنی درباره رایزنی برای کاهش تنش  در منطقه عنوان می‌کنند بیشتر از جنس پوشش‌های معمولی است که برای چنین دیدارهایی در نظر گرفته می‌شود.

 

هرچه زمان بگذر مذاکره میان ایران و آمریکا دشوارتر می‌شود

 

*برخی از منتقدان بر این باورند، که تصمیم دولت برای وارد شدن به یک گفتگوی با میانجی و یا مستقیم با امریکا در شرایط کنونی چندان کار درستی نیست، به ویژه اینکه وقایع رخ داده در آبان ماه سال جاری ممکن است طرف مقابل را به این فکر بیاندازد که ایران در موضوع ضعف قرار گرفته و آنها دست بالا را دارند؟

این منطق که فضا برای مذاکره آماده نیست، یک منطق انفعالی است! فضا را برای مذاکره باید آماده کرد. هیچ کسی فضا را برای کشور ما آماده نخواهد کرد. اگر گفته می‌شود که فضا برای مذاکره آماده نیست، دلیلش این است که ما خودمان نمی‌خواهیم فضا را  برای این کار اماده کنیم. اگر به همین پرونده هسته‌ای توجه کنیم در سال 84 ایران و سه کشور اروپایی در حال رسیدن به وتوافقی بودند که می‌توانسن بسیار پویا و مثبت‌تر از توافق کنونی باشد، اما با تغییر دولت در ایران و ایجاد فضای منفی نسبت به این توافق، سیاست بر مقاومت در برابر آن قرار گرفت. هدف آنها نیز همین بود که با پیشبرد پروژه هسته‌ای و افزایش سانتریفیوژها و ... مذاکره‌ای از موضع قدرت صورت با طرف مقابل داشته باشند، اما در نهایت به توافقی دست یافتیم که از توافق سال 84 بهتر نبود.

اکنون هم می‌گوییم که فضا آماده نیست و برای نمونه منتظریم تا در انتخابات آینده آمریکا ترامپ رای نیاورد، همه چیز تغییر کند و ... . اما در فضای سیاسی نگاه به واقعیت اهمیت دارد و واقعیت به ما می‌گوید که هر چه  زمان بیشتر می‌گذرد، آنچه از آن به عنوان فضای مثبت برای مذاکره یاد می‌شود در حال از دست رفتن بوده و ساختن چنین فضایی نیز دشوارتر می‌شود.

*استنباط خود شما از این سفر چیست، ایا به نتایج آن امیدوار هستید یا خیر؟

خیر من امیدواری چندانی به نتایج این سفر ندارم، مگر اینکه با قدرت کامل و پذیرش و پشتیبانی از سوی رهبری نظام جمهوری اسلامی همراه باشد و دستور صریح ایشان برای حل و فصل مشکلات ایران آمریکا در نظام بین‌الملل به رئیس جمهور داده شده باشد. و رئیس جمهور قدرت کامل داشته باشد، وگرنه دستاورد چندانی در پی نخواهد داشت و در میان مدت و بلند مدت امیدها و روزنه‌های موجود را نیز خواهد بست.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه