همراه ما باشید

گزارش کاوش بررسی کرد؛

اعتدال به بن‌بست خورد؟

اعتدال به بن‌بست خورد؟

سیاستمدرانی که پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی، وزنی در معادلات سیاسی کشور برای خود دست و پا کردند، مدعی بودند جریان سوم را پایه گذاری می کنند اما پس از گذشت 6 سال و در نزدیکی انتخابات مجلس حیات این جریان در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، پس از اینکه حسن روحانی در سال 92 و با پشتیبانی همه جانبه اصلاح‌طلبان بر اریکه قدرت تکیه زد، با شتاب فراوان تلاش کرد، که خود را از جریان اصلاحات جدا کرده و همراه با حفظ حمایت آنان، مرزبندی روشنی میان خود و اصلاح‌طلبان ایجاد کند.

 

اعتدالیون و جعل بودن هویت

 

در واقع روحانی قصد داشت، رویکرد سیاسی ویژه‌ای فرای اصلاح‌طلبی و اصولگرایی در پیش گرفته و چهره‌ای فراجناحی همچون هاشمی رفسنجانی از خود به نمایش بگذارد. این اهداف به ایجاد جریانی سیاسی زیر عنوان اعتدال‌گرایی انجامید و به ادعای اعضایش قرار بود، که خط سومی در کنار در اردوگاه پیشین معرفی کرده و با هویتی مستقل به حیات سیاسی خود ادامه دهد.

اما آنچه در عمل از جریان دیده شد، این بود که اعتدال‌گرایان هیچ‌گاه نتوانستد هویتی مستقل برای خود فراهم آورند. از انتخابات سال ریاست‌جمهوری سال 92 که به گفته «حسین مرعشی»، تنها با کنار رفتن «محمدرضا عارف» و پشتیبانی اصلاحات راه برای پیروزی روحانی هموار شد، گرفته، تا انتخابات مجلس دهم که نامزدهای این جریان، تنها با قرار گرفتن در فهرست امید اصلاحات بود، که دستشان به صندلی‌های سبز خانه ملت رسید و همچنین در انتخابات سال 96، اعتدالیون همواره با تکیه بر اعتبار اصلاح‌طلبان آرای عمومی را به سوی خود جذب کردند و حتی عامه مردم و برخی از نخبگان، شمار بسیاری از اعضای این جریان را اصلاح‌طلب می‌پندارند.

هویت مستقل اعتدالیون، همواره تنها پس از انتخابات نمود یافته است. آنجا که دیگر نیازی به آرای عمومی و حمایت اصلاحات وجود ندارد و می‌توانند بدون نگرانی اهداف مستقل خود را دنبال کنند و حتی اصلاح‌طلبان را دور بزنند. درواقع می‌توان گفت که اندیشه اعتدالی، اندیشه‌ای پراگماتیستی و بدون اهداف کلان است که از هر ابزاری برای دستیابی و حفظ قدرت بهره‌می جوید، بدون توجه به اینکه حاضر به پذیرش پیامدهای آن باشد.

تنها امکان جریان میانه رو برای رسیدن به یک هویت مستقل سیاسی با پایگاه اجتماعی واقعی، دستیابی دولت مستقر به موفقیت‌ در عرصه‌های گوناگون بود، که آن نیز به روشنی برباد رفته است و اکنون در آستانه انتخابات مجلس یازدهم، اعتدالیون دوباره نیازمند همراهی جریانی با پایگاه رای واقعی هستند، تا بلکه بتوانند در لابه لای نامزدهای آن جریان خود را به خانه ملت نزدیک کنند، اما این بار وضعیت متفاوت.

 

کارت اصلاح‌طلبان دیگر سوخته است

 

به رغم اینکه اعتدال‌گرایان پیوسته از ائتلاف با هر گروه جریان استقبال و آمادگی خود را با صدای بلند فریاد می‌زند، اما کسی حاضر نیست دعوت آنان را لبیک گوید.

مهرداد لاهوتی سخنگوی فراکسیون مستقلین مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت جریانات اعتدالی در انتخابات مجلس آینده، اظهار کرد: احزاب مستقل در قالب اعتدال فعالیت می‌کنند، شخصیت اعتدالیون هم استقلال است ولی اگر بنا باشد ائتلافی صورت گیرد، این ائتلاف میان مستقلین و اصلاح طلبان خواهد بود. ‌من معتقدم ائتلاف مستقلین و اصلاح طلبان در انتخابات آینده به نفع دو طرف است

اکبر ترکان، مشاور رئیس جمهور و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه نیز، در گفتگو با تابناک با بیان اینکه منطق و رویکرد جریان اعتدالی برای همه مشخص و روشن است، گفت: ما کامل و جامع رویکرد و شاخصه‌های خود را به مردم در هشت سال گذشته درباره مشی اعتدال توضیح و تبیین کردیم. از این روی، امیدواریم بتوانیم بر پایه این منطق در انتخابات پیش‌ روی سبد رأی خوبی به دست آوریم.

اما وی در ادامه با صورت غیر مستقیم بازهم بر روی همراهی اصلاح‌طلبان حساب باز کرده و با اشاره به اینکه هنوز برای شرکت ائتلافی یا مستقل در انتخابات تصمیمی نگرفته‌اند، می‌گوید: بدون شک ما با دوستانمان در بدنه اصلاح‌طلبان جلسات مشترکی پیرامون انتخابات برگزار خواهیم کرد؛ اما اینکه به چه نتیجه و جمع‌بندی مشترکی برسیم، نیازمند زمان بیشتری است که ما به آن احتیاج داریم تا به یک نتیجه مشخص دست پیدا کنیم.

روشن است که اگر بخش نخست اظهارات ترکان درباره جا انداختن مشی اعتدالی در جامعه صحت داشت، دیگر نیازی نبود چشم به جلسات مشترک با صلاح‌طلبان بدوزند!

محمد هاشمی عضو حزب کارگزاران سازندگی، حزبی که از ائتلاف حمایت می‌کرد و برای این رویکرد مورد انتقاد شدید اصلاحات نیز بود، در این باره به شفقنا می‌گوید: اصلاح طلبان و اعتدالیون با ائتلاف می آیند. آنها عقل سیاسی دارند و می سنجند. اگر در طول سال و در طول دوره یکی دو نفر تحلیلی ارائه داده‌اند نظرات شخصی آنها است چون هر جریانی سخنگو و رییس و مسئول دارد.

وی در توضیح دلیل خود برای این ائتلاف اظهار کرد: برخلاف اینکه برخی ادعا می کنند این دوره به اجماع نمی رسیم ولی من عکس این موضوع فکر می کنم. در کشور ما تجاربی که در سالهای گذشته داشتیم نشان می دهد هیچ حزب و گروه و تشکلی را در کشور نداریم که ضریب نفوذ اجتماعی ۵۰ درصدی داشته باشد که بتواند به تنهایی برنده انتخابات باشد. یعنی گروههایی موفق و برنده انتخابات هستند که با ائتلاف وارد انتخابات شوند

البته هاشمی به این نکته اشاره نمی‌کند که وزن آرای جریان اعتدالی و حامیان آن در جامعه در چه سطحی است و اینکه در کشوری که پیروزی انتخابات مجلس نیازمند رسیدن به اکثریت مطلق نبوده و دولت نیز با تکیه بر به دست آوردن اکثریت کرسی‌های پارلمان تشکیل نمی‌شود، نداشتن ضریب نفوذ بیش از 50 درصد چه مشکلی برای جریان‌های سیاسی ایجاد می‌کند؟!

از این دست اظهار نظرها در میان اعتدالیون فراوان است و برخی از اصلاح‌طلبان نیز در این‌باره نظر مثبت دارند، که اشخاصی مانند بهزاد نبوی و اعضای ارشد کارگزاران از نمونه‌های بارز آن هستند، اما همه این مسایل مربوط به پیش از اجرای طرح بنزین و پیامدهای ناشی از آن بود. اکنون اما دیگر کمتر کسی در میان اصلاح‌طلبان دیده می‌شود که حاضر به یک چنین اتحاد پر مخاطره و بدون بهره‌‎ای باشد

 

انصراف لاریجانی و نابودی امکان ائتلاف با راست میانه‌رو

 

گزینه دیگری که برای اعتدالیون وجود داشت، همراهی و ائتلاف با اصولگرایا میانه رو بود، که علی لاریجانی شاخص‌ترین چهره آنها به شمار می‌آمد. این ائتلاف از جهات بسیاری منطقی به نظر می‌رسید. از یک سو هر دو طرف از متحدان پیشین خود جدا شده و تنها مانده بودند. اعتدالیون از اصلاح‌طلبان ناامیده شده و اصولگرایان سنتی نیز از یک اختلاف کهنه با دیگر بخش‌های این جریان ناراضی بودند. انزوای لاریجانی و به حاشیه راندن جامعه روحانیت، حزب موئتلفه و ... شرایطی را فراهم کرده بود که چنین ائتلافی ایجاد شود. به ویژه اینکه تسلط لاریجانی همه ابعاد مجلس و ادوار آن درکنار امکاناتی که اعتدالیون به میانجی در اختیار داشتن دولت می‌توانستند فراهم کنند و نفوذ اعتبار راست سنتی بسیار وسوسه انگیز می‌نمود.

 اما کنار کشیدن علی لاریجانی از انتخابات مجلس، که به نوعی تنها حلقه میانجی میان اعتدالیون و راست سنتی به شمار می‌آمد، همه معادلات را  بر هم زد. با اصراف لاریجانی راست سنتی که احزاب و تشکل‌هایی همچون جامعه روحانیت، جبهه پیروان، موتلفه و ... را شامل می‌شد به سوی شورای ائتلاف گرایش پیدا کرده و به حرکت زیر پرچم قالیباف رضایت دادند. بدیهی است، حضور در کنار جریانی که همه سرمایه خود را بر نقد و اعمال فشار بر دولت اعتدالی متمرکز کرده است، امکان هرگونه ائتلافی را از میان خواهد برد.

 

حضور مستقل سیاسی یا پایان حضور در سیاست؟

 

در این شرایط، اگر کسی حاضر به ائتلاف با اعتدالیون نشود، آنها باید برای نخستین بار حضور مستقل در انتخابات را  تجربه کرده و با وزن واقعی خود روبرو شوند. چنین چیزی چندان دور از ذهن به نظر نمی‌رسد. چه کسی با جریانی که نه جهت‌گیری پایداری دارد، نه نام نیک و کارنامه مثبتی و پایگاه رای روشن و قابل اعتنایی، وارد ائتلاف شده و داشته‌های خود را با‌ آنان به اشتراک خواهد گذاشت؟ چنین معامله دو سر باختی برای هیچ کس جذابیتی ندارد!

اصلاح‌طلبان نیز با شرایط ایجاد شده و حضور کم جانشان در نام‌نویسی انتخابات مجلس، تلاش‌کرده‌اند تا به نوعی بدون تحریم و ایجاد حساسیت از انتخابات کنار بکشند و در با این وضعیت بعید است که وقتی جریانی به ابعاد اصلاحات، دندان طمع قدرت را کشیده است، حاضر شود که در انتخاباتی که نتیجه آن تقریبا از پیش روشن است، ته‌مانده اعتبارش را هم خرج اعتدالیونی کند، که هیچ‌گاه سودی برایش نداشتند.

به این ترتیب ظاهرا جریانی که در عین دعوی استقلال، همواره از حضور مستقل در انتخابات گریزان بوده و با آویختن به این یا آن اردوگاه، کلاهی از نمد قدرت برای خود فراهم آورده، سرانجام باید با واقعیت توان و اصالت سیاسی و اجتماعی خود روبرو شود. آنان که همواره دم از هویت مستقل می‌زدند و بر معرفی و جاانداختن مشی و رویکردهای خود در جامعه تاکید داشتند، اکنون باید فرجام کنش خود در سطح جامعه مدنی را ببینند و مسئولیت کارنامه درخشان 6 ساله‌شان در عرصه اجرایی کشور را نیز به تنهایی بر دوش کشند.

به نظر می‌رسد حضور مستقل اعتدالیون در انتخابات مجلس یازدهم، نقطه‌پایانی بر تلاش‌های جریانی باشد که تلاش کرد، بدون پایه‌های محکم و معرفی اصول روشنی از رویکرد خود در عرصه‌های گوناگون، هویتی مستقل جعل کند، که هرگز از آن برخوردار نبوده است. در پیش گرفتن رویکردهای فرصت‌طلبانه برای رسیدن به قدرت بدون توجه به پیامدهای آن، ممکن است که در کوتاه مدت موفق باشد، اما در نهایت منجر به شکست و نابودی سیاسی کاراگزاران آن جریان خواهد شد

 

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه