همراه ما باشید

کاوش بررسی می‌کند؛

مصائب سردار

مصائب سردار

درحالی که با کنار رفتن بسیاری از مدعیان ریاست مجلس یازدهم از رقابت‌های انتخاباتی، بسیاری کار قالیباف را برای فتح هرم سبز ساده می‌پنداشتند، اما در همین آغاز راه مشکلات یکی در پی دیگر در حال رخ‌نمودن هستند.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، با کناره‌گیری چهره‌های شاخص جریان‌های اصلاح‌طلب، اصولگرا و اعتدالی از شرکت در انتخابات مجلس یازدهم، به نظر می‌رسید که محمدباقر قالیباف، یکه‌تاز صحن هرم سبز و گزینه بی چون و چرای اریکه ریاست بر خانه ملت باشد، اما این رویا دیرزمانی نپایید و انبوه مشکلات از هر سوی به سمت سردار روان است.

در حالی که تا پیش از نام‌نویسی داوطلبان نمایندگی مجلس، این شورای ائتلاف نیروهای انقلاب بود، که محوریت بدنه اصلی نیروهای اصولگرا  و تعیین آرایش آنها را برای رقابت در انتخابات  بر عهده داشت، برخی از اخبار حکایت از آن دارد، که تمامی سازوکارهای پیش‌بینی شده توسط شورا به حاشیه رانده شده و قالیباف خود به صورت مستقیم دست به تدوین فهرستی که سرلیستی را بر عهده دارد زده است. در واقع شورا اسیر دستان گزینه منتخب خود شده و به جای راهبری کارزار انتخاباتی اصولگرایان، دنباله‌رو  قالیباف است.

 

بستن فهرست به سبک قالیباف!

 

در پیش گرفتن چنین سیاستی نخستین دردسر قالیباف خواهد بود. وی که تا کنون همواره در جایگاه‌های اجرایی انتصابی و یا جایگاه‌هایی با انتخابات غیر مستقیم مانند شهرداری تهران فعالیت داشته و تجربه انتخاباتی وی نیز به رقابت برای ریاست جمهوری که یک کارزار کاملا انفرادی و مرکزمحور است، محدود می‌شود، اکنون باید در یک مبارزه انتخاباتی شرکت کند، که فعالیتی کاملا گروهی بوده و همکاری برابر و برخورداری از توانایی اقناع همراهان از لوازم اصلی آن است.

بستن فهرست برای انتخابات مجلس، عرصه‌ای است که شاید هزار نفر برای حضور در یک فهرست سی نفره داوطلب شده‌اند. هزار نفری، که یک به تنهایی خود را وزنه‌ای پنداشته و چیزی کمتر از دیگران در خود نمی‌بیند، از این رو این جمله ترجیع‌بند سخنان همه این داوطلبان است، که «چرا آنان باشند و من نه؟!» و بروز اختلاف و نارضایتی در تدوین فهرست امری طبیعی است، اما چنین رفتاری به مذاق سردار خوش نخواهد آمد. درواقع قالیباف که تا امروز تنها دستور داده و چشم شنیده، انتظار دارد که پشت میز خود بنشیند و نام 29 را برای منشی خود تقریر کند. پس از انتشار فهرست نیز علاقه‌ای به شنیدن چیزی تعریف و تمجید ندارد.

شاید سران شورا که اسیر انتخاب خود شده‌اند، چاره‌ای جز بردباری در برابر یکه‌تازی قالیباف برای خود نبینند، اما دیگر نامزدهای اصولگرا چنین تعهدی به کسی نداده‌اند، پس اگر به زودی زمزمه‌های نارضایتی درباره شیوه بستن فهرست به فریاد بدل شد و اختلافات تا درگیری انشعاب بالا گرفت، نباید چندان در شگفت شد، که این پیامد ناگزیر منش سردار است.

 

رای نخست تهران، دشوار یا آسان؟

 

آنچه گفته شد، تنها مشکل قالیباف نیست! خان دوم انتخابات و جذب آرای عمومی است. شاید بتوان درباره رای‌آوری شهردار اسبق تهران، رسیدن وی به اکثریت نسبی و ورودش به مجلس، اظهار اطمینان کرد، اما این برای قالیباف کافی نیست! در واقع سنگی که آقای شهردار برگزیده، به اندازه‌ای بزرگ است، که جز با رسیدن به رای نخست پایتخت نمی‌توان آن بلند کرد و هرچیزی به جر این فرجام، به گونه شکست سردار به شمار خواهد آمد.

اما برخی از واقعیت‌ها، دستیابی به رای نخست تهران را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد. نگرانی اصلی قالیباف این است، که او تا امروز در هیچ انتخاباتی گزینه نخست تهرانی‌ها نبوده است. هرچند که انتخابات ریاست جمهوری وضعیت یکسره متفاوت با مجلس و شورای شهر دارد، اما به هرحال این نگرانی با آقای سرلیست همراه خواهد بود.

 

بالانشینان هرگز، طبقه متوسط شاید

 

آنچه در این مورد، موجب پیچیدگی موضوع می‌شود، پایگاه رای است. اینکه کسانی که به قالیباف رای می‌دهند و یا امکان رای دادنشان به وی وجود دارد، از چه قشر و طبقه اجتماعی هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. درباره طبقات بالای جامعه وضعیت روشن است، آنها به سردار رای نخواهند داد! خود قالیباف نیز با طرح شعار 4درصدی‌ها نشان داد، که دندان طمع آرای این بخش از جامعه را از بیخ و بن کشیده است. البته باید توجه داشت که درصد این قشر چیز بیش از 4 درصد ادعایی قالیباف است.

درباره طبقه متوسط، شهردار اسبق تهران مجبور است، برای جذب آرا وارد رقابتی جدی با اصلاح‌طلبان باقی مانده در عرصه انتخابات شود، چرا که کشاندن این قشر تا پای صندوق خود، حکایت غریبی است. اگر هم آنان قصدی برای شرکت در انتخابات داشته باشند، در بسیای موارد گزینه نخستشان قالیباف نخواهد بود، آن هم در شرایطی که اصلاح‌طلبانی به نسبت موجه در میدان حضور داشته باشند.

 

فریاد پایداری‌ها بلندتر از زمزمه 4درصدی سردار

 

طبقات پایین و محروم جامعه، جایی است که سردار در انتخابات سال 96 نیز هدف گرفته بودو اکنون نیز انرژی بالایی را بر روی آنها متمرکز کرده است. البته این تصمیم می‌توانست، تصمیم درست و اثربخشی به شمار آید، تنها اگر وضعیت جامعه در حال هوای پیش از آبان سال جاری باقی مانده بود. با آنچه در آبان ماه کشور شاهد آن بود، برآوردهای حوزه‌ عمومی یکسره دگرگون شده و تحولات با شتابی سرسام آور رو به جلو در حرکت هستند، به صورتی که بسیاری از سیاست‌مدارن از همگامی با این دگرگونی‌ها ناتوان شده‌اند.

رفتار به نسبت رادیکال در طبقات فرودست جامعه نشان داد که آنها خواهان یک تحول بنیادین در سیاست‌گذاری کلان کشور هستند تا شاید معیشت روزمره‌شان بهبودی پیدا کند. پس مشکل بتوان با باور کرد، یک قشر اجتماعی، که چنین تب و تابی را از سر گذرانده با چنین شعارها و وعده و وعیدهایی قاتع شود. همچین اگر قرار بر مشارکت در انتخابات هم باشد، طبیعتا با تحولات ایجاد شده، این قشر به کسانی علاقه نشان می‌دهد، که برخوردی رادیکال‌تر و برنده‌تر نسبت به مسایل داشته و با اظهارات آتشین و جنجالی کمی هیجان عمومی راضی سازند. در این زمینه بدون تردید، جبهه پایداری با اعضای پر سر و صدایش، که راست و دروغ، صواب و ناصواب و باسند و بی سند درهم آمیخته و با فریاد و ناسزا تحویل جامعه می‌دهند، از بخت بیشتری نسبت به قالیباف برای جذب آرای طبقه فرودست برخوردارند.  

 

راه پرپیچ و خم ریاست مجلس

 

در پی گذر از تمام این مصائب، مصبیت عظمی دست یافتن به همان چیزی است که سردار رویای آن را در سر می‌پروراند، که همان ریاست بر مجلس باشد. باید پذیرفت که اگر قالیباف بر بزرگترین اریکه مجلس تکیه نزند، هرآنچه تا آنجا رشته است، به تلّی از پنبه تبدیل خواهد شد، اما رسیدن به این هدف نه‌تنها از دیگر اهداف ساده‌تر نیست، بلکه با چالش‌های جدی‌تری نیز همراه است.

جوهره پارلمان در همه جای دنیا برابری و اقناع است. هیچ نماینده‌ای به دیگر نمایندگان برتری نداشته و نمی‌تواند آنان را مجبور به انجام کاری سازد، حتی رئیس مجلس از قدرت نامحدودی در کنترل نمایندگان برخوردار نیست، چه رسد به اینکه کسی یک نماینده ساده در میان 290 تن دیگر باشد. برای سردار که تجربه چنین فضایی را نداشته است، این وضعیت چیزی جر آشوب مطلق نیست و به هیچ وجه نمی‌توان آن را تاب آورد.

اما راه برخورد با نمایندگان مجلس بسیار منحصر به فرد است. قانع کردن نمایندگان اهمیتی بنیادین دارد و لابی و بده بستان، هرچند در ظاهر امری ناپسند جلوه داده می‌شود، اما جزو جدای ناپذیر اداره امور مجلس است، به ویژه اگر پای انتخابات هیئت رئیسه در میان باشد.

 

پایداری‌ها در پیچ و خم راه صندلی ریاست کمین کرده‌اند

 

بدون تردید قالیباف با این منطق و شرایط سازگاری ندارد و در صدد رویارویی با آن برخواهد آمد، کاری که هیچ فرجامی در پی نخواهد داشت. از سوی دیگر پایداری‌ها که از هم اکنون شمشیر بر ستیز با سردار برکشیده‌اند و در تمام مراحل انتخابات تا رسیدن به هرم سبز نیز دست از دامن قالیباف نخواهد کشید، بی تردید در مجلس نیز جهنمی برای او به پا خواهند کرد. آنان بسیار پر هیاهو هستند و این صفت در مجلس کارایی بسیار دارد. همچنین تجربه چهره‌های شاخص پایداری در مجلس بسیار بیش از قالیباف و همراهان احتملا جوان وی است که برای نخستین بار پای بر فرش سبز خواهند گذاشت و همین مساله به آنان کمک خواهد کرد سردار و دوستان را بیشترین اندازه ممکن آزار دهند. حتی بازماندن از ریاست مجلس و تحمل رنج  حضور در خانه ملت در قامت یک نماینده عادی نیز برای قالیباف دور از ذهن نخواهد بود، چون خواه ناخواه باید اعتراف کرد که پایداری‌ها قواعد بازی در مجلس را بسیار بهتر از او می‌دانند.

حال باید دید که شهردار تهران با این مصائب چگونه دست و پنجه نرم خواهد کرد.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه