همراه ما باشید

ناصری در گفتگو با کاوش:

چهره‌های اصلاحات ثبت نام نمی‌کنند چون ضایع می‌شوند

چهره‌های اصلاحات ثبت نام نمی‌کنند چون ضایع می‌شوند

عضو شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان بااشاره به اینکه به رغم توصیه و تشویق حزبی و تشکیلاتی، چهره‌های اصلاح‌طلب علاقه‌ای به ثبت نام نشان نمی‌دهند، تصریح کرد که عدم حضور چهره‌های درجه یک و بیشتر چهره‌های سطح دوم اصلاح‌طلبان برای نام‌نویسی انتخابات مجلس، تقریبا قطعی به نظر می‌رسد.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، در حالی که اصولگرایان جوش و خروش بی مانندی برای ثبت نام در انتخابات از خود نشان می‌دهند، اصلاح‌طلبان حضور چندان چشمگیری در حوزه‌های نام‌نویسی نداشته‌اند. گویا آنها حتی در زمینه اظهار نظر رسانه‌ای نیز به یک سکوت سراسری وارد شده‌اند تا جای که در میان اخبار چیزی از گفت و شنود و نظرات چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب پیرامون بحث ثبت نام و انتخابات دیده نمی‌شود.

البته اصلاح‌طلبان پیش از فرا رسیدن زمان ثبت نام انتخابات مجلس نیز در یک وضعیت تعلیق و سکوت قرار داشتند، اما این وضعیت در روزهای جاری شدت بیشتری یافته است. برخی بر این باورند که اجرای طرح بنزین و پیامدهای آن اصلاحات را دریک شوک نیرومند فرو برده است و برخی دیگر معتقدند که آنها به دلیل کارنامه گذشته و بخت رای آوری پایین، از ادامه کار  ناامید شده‌اند.

در این میان گمانه‌ای نیز درمورد دست نگه‌ داشتن اصلاح‌طلبان برای ثبت نام، به منظور رایزنی و تعیین شرط وجود دارد. به همین بهانه گفتگویی با «عبداله‌‎ ناصری»، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، مشاور رئیس دولت اصلاحات و عضو شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان انجام دادیم که شرح آن را در ادامه خواهید خواهد:

 

انتخاب میان بد و بدتر دیگر کارایی ندارد

 

*آقای ناصری! در روزهای ثبت نام انتخابات مجلس، بر خلاف حضور پررنگ اصولگرایان، در میا اصلاح طلبان شور و شوقی برای ثبت نام در انتخابات دیده نمی شود. به نظر شما علت آن چیست؟ 

بخش بزرگی از اصلاح طلبان در پی رخدادهای اخیر، به ویژه مسایلی که در آبان ماه سال جاری رخ داد و با توجه به رویکرد شورای نگهبان و عملکرد خود مجلس به این نتیجه رسیده اند که حضور در مجلس فایده ای نداشته و با توجه به شرایط موجود، اگر اندک افراد توانمندی نیز در مجلس حضور یابند، عملا ضایع خواهند شد. 

اگر خود من شرایط نامزد شدن را می داشتم و از من خواسته می شد که این کار را انجام دهم، وارد این گود نمی‌شدم، حتی اگر احتمال قوی می‌دادم که رای نیز خواهم داشت. چون شرایط مجلس دهم نشان داد که حتی اگر اصلاح طلبان واقعا هم بخواهند کاری انجام دهند، عملا امکان آن وجود نخواهد داشت.

با توجه به دورزدن و نادیده گرفتن مجلس، به ویژه در مواردی مانند افزایش قیمت بنزین، به نظر می‌رسد که کل ساختار حاکمیت هم برای مجلس اعتباری قایل نیست، مگر در شرایطی که مانند مجالس دوره‌های هفتم و هشتم، مجلسی در دوره یازدهم شکل بگیرد که کاملا در اختیار نهادهای بیرون از پارلمان باشد.

به نظر من هر اصلاح‌طلب عاقلی که اندک عقلی و کمترین تحلیلی داشته باشد در انتخابات ثبت نام نخواهد کرد، زیرا در شرایط موجود دیگر انتخاب میان بد و بدتر کارایی ندارد.

 

 

اصلاح‌طلبان باید برای حضور شرط و شروط جدی بگذارند/ اگر اصلاح‌طلبانی هم تایید صلاحیت شوند در شرایط موجود رای نخواهند آورد!

 

 

*پس با این حساب مسئله اصلاح‌طلبان اکنون دیگر بر سر تایید یا رد صلاحیت‌ها نیست؟

بله! به نظر من در حال حاضر بحث تایید صلاحیت‌ها به یک معنا مسئله‌ای ثانوی است. البته شورای نگهبان نیز درمورد نظارت استصوابی از موضع خود برنمی‌گردد و بزرگان نیز بار دیگر تاکید کرده‌اند که این قانون،‌ قانون شایسته‌ای است و باید باشد. پس با این وجود دیگر اشخاص قابل و کارا دیگر نخواهند توانست وارد مجلس شوند! حتی کسانی از جنس آقای عماد افروغ!

اگر هم احیانا کسانی بتواند از مرحله بگذرند، به دلیل عملکرد بسیار بد و افتضاح آقای روحانی که سرمایه اجتماعی عظیمی از اصلاحات ضایع کرد، نخواهند توانست در این انتخابات رای بیاورد. دست کم در شهرهای بزرگ از این بابت اطمینان دارم.

به این دلیل من معتقدم که تنها بحث رد صلاحیت‌ها مطرح نیست و اصلاح‌طلبان یا باید برای ورود به انتخابات شرط و شروط جدی بگذارند و یا اینکه برای جامعه مدنی هزینه‌سازی نکنند. مانند مجلس دهم که شاهد بودیم کسانی که با فهرست امید وارد مجلس شدند، عملا کارنامه قابل دفاعی را برای مردم بر جای نگذاشتند، حتی اصلاح‌طلبان به اصطلاح شناسنامه‌دار نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

 

 

اجرای طرح بنزین و پیامدهای آن در تصمیم برخی از اصلاح‌طلبان اثر داشته است

 

 

*به نظر شما وقایع پس از اجرای طرح بنزین چه مقدار در این رویکرد اصلاح‌طلبان اثر داشته است؟

جریان آبان ماه 98 هم برای اصلاح‌طلبان و هم برای مردم در نتایج صندوق‌های رای تعیین کننده خواهد بود. در این زمینه اطلاع دقیقی ندارم، اما استنباط خودم این است، که برخی از اصلاح‌طلبان پس از این رخداد‌ها اگر تا 3 هفته پیش هم تصمیم به شرکت داشتند، اکنون دیگر علاقه‌ای نشان نمی‌دهند و اگر هم به این تحلیل رسیده باشند به نظر من تحلیل درستی و اصلاح‌طلبان نباید در مجلس باشند تا قربانی تصمیمات نادرست بیرون از مجلس شوند.

 

انصراف برخی اصولگرایان به دلیل منطبق نبودن آنها با شرایط بیانیه گام دوم انقلاب است / بیانیه گام دم سیاست‌گذاری و جهت‌گیری مدیریت آینده کشور را تعیین خواهد کرد

 

 

*برخی از چهره‌های اصولگرا و مستقل کهنه‌کار و کارآمد مانند آقایان لاریجانی، باهنر و فلاحت‌پیشه نیز اعلام کرده‌اند که در انتخابات مجلس حضور نخواهند داشت، آیا این تصمیم آنها بر اصلاح‌طلبان اثری داشته است؟

به نظر من اساسا معنای بیانیه گام دوم رهبری انقلاب، معنایش این است که در دهه پنجم انقلاب در پارلمان، ریاست جمهوری و در دیگر کانون‌های تاثیرگذار، باید افراد و اندیشه‌هایی حضور داشته باشند که در بیانیه گام دوم به خوبی توصیف شده‌اند. بنابراین حتی آقایانی مانند لاریجانی، باهنر، توکلی و ... نیز مشمول شرایط ان بیانیه نمی‌شوند و نمی‌توانند خواسته‌آن بیانیه را نمایندگی کنند و خود این آقایان نیز به خوبی از این مساله آگاهند. من هم معتقدم که قطار مدیریت و سیاست‌گذاری آینده کشور توسط لوکوموتیوی به نام بیانیه گام دوم انقلاب حرکت خواهد کرد. به بیان دیگر ریل سیاست‌گذاری در نظام جمهوری اسلامی برمبنای بیانیه گام دوم انقلاب، در حال تغییر است و هیچ یک از اشخاص یاد شده در مسیر آن قرار ندارد.

 

*پس از این جهت اصلاح‌طلبان با اصولگرایانی که از انتخابات کنار کشیده‌اند، زاویه نگاه مشترکی دارند؟

بله! به صورت منطقی باید این‌گونه باشد. هم‌اکنون شمار از اصلاح‌طلبان که کم هم نیستند و حتی برخی از آنان در فهرست امید حضور داشته‌اند، به هزار دلیل علمی و شخصی در انتخابات ثبت نام می‌کنند و بسیاری از آنان نیز تایید صلاحیت خواهند شد، فارغ از اینکه رای بیاورند یا خیر.

 

 

کسانی که برای ثبت نام می‌روند اصلاح‌طلبان سطح سوم هستند

 

 

*اما اگر سه اصلاح‌طلبان به سه سطح تقسیم شوند، ما الان تنها شاهد حضور برخی از چهره‌ها سطح سوم برای ثبت نام انتخابات هستیم!

بله منظورم همین است. این اشخاص اصلاح طلب سطح سوم کسانی هستند که خیلی پایبند به هویت اصلاح‌طلبی و مطالبات جامعه مدنی نیستند و حتی اگر هسته سخت جریان اصلاحات نیز از آنان بخواهد که ثبت نام نکنند، آنها پیروی نمی‌کنند. اما آنها به این نکته بی توجه هستند که امسال و همچنین سال 1400 مردم نگاه متفاوتی به صندوق رای‌گیری خواهند داشت.

 

 

هیچ تصمیم تشکیلاتی برای شرکت نکردن در انتخابات وجود ندارد/ تشکیلات و احزاب اصلاح‌طلب همواره ثبت نام در انتخابات را توصیه می‌کنند

 

*در این روزها ما نه شاهد حضور پررنگ اصلاح‌طلبان در محل ثبت نام هستیم و نه گفتگو و موضع‌گیری خاصی، چه مثبت و چه منفی در این زمینه می‌بینیم. به نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان عمدا به صورت سراسری سکوت کرده‌اند و به صورت نظام‌مند از ثبت نام خودداری می‌کنند. آیا پشت این فضا تصمیمی وجود دارد یا رایزنی خاصی در جریان است؟

خیر! اصلا اینگونه نیست. باید بگویم در جلسه‌ای که ما داشتیم و بسیاری از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب نیز در آن حضور داشتند. بزرگان جبهه اصلاحات از برخی اشخاص موجهی که حتما و به احتمال 99 درصد تایید صلاحیت خواهند شد، درخواست کردن که برای ثبت نام در نقاط مختلف اقدام کنند، اما آنها به اتفاق این درخواست را رد کردند و حوادث اخیر نیز در تصمیمشان بسیار موثر بود.  باید بگویم که هیچ گونه تصمیم تشکیلاتی برای عدم ثبت نام وجود ندارد .

 

خود اشخاص رغبتی برای ثبت ندارند/ حتی در روز پایانی هم شاهد ثبت نام چهره‌های درجه یک و دو اصلاحات نخواهیم بود

 

اتفاقاً آنچه هست، همواره توصیه احزاب و تشکیلات اصلاح‌طلب به افراد برای نام‌نویسی است، اما این خود افراد هستند که علاقه نشان نمی‌دهند. لذا من معتقدم که تا پایان آخرین روز ثبت نام  ما شاهد حضور افراد گروه نخست و تا اندازه‌ای گروه سوم اصلاح‌طلبان نخواهیم بود و اکثریت کسانی که نام اصلاح‌طلب ثبت نام خواهند کرد، به جز برخی افراد و شهرهای خاص، آن دسته سومی است، که همیشه برای خود توجیهی دارد. البته این توجیهات ظاهری است و باطنش این است آنها دوست دارند در قدرت باقی بمانند و برای آنها دغدغه های مردم نسبت به منافع شخصی خودشان در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

 

 

رویکرد عمومی اصلاح‌طلبان به انتخابات، مشارکت مشروط است

 

 

*از میان سه دیدگاه عدم شرکت در انتخابات، مشارکت مشروط و شرکت بی‌چون و چرا در انتخابات به همراه رایزنی با نهادهایی همچون شورای نگهبان، دیدگاه عموم اصلاح‌طلبان به کدام یک نزدیک‌تر است؟

به نظر من دیدگاه اکثریت اصلاح‌طلبان چه اثر نظر اکثریت کمی و چه از دیدگاه کیفی در چارچوب دوم قرار می‌گیرد و آن هم مشارکت مشروط. خود من هم از دیدگاه دوم حمایت می‌کنم. البته برخی از اصلاح‌طلبان مانند آقای بهزاد نبوی معتقدند که اصلاحات نباید به حذف خود به صورت کامل دامن زده و با هر شرایطی خود را در عرصه سیاست حفظ کند، اما من فکر می‌کنم که گاهی بدون اینکه ما بخواهیم شرایط به صورت طبیعی ایجاد خواهد شد و ناگزیر خواهد بود. زیرا اصلاح‌طلب باید بتواند پیش از هر چیز به مخاطب اصلی خود که جامعه مدنی است، پاسخ دهد و وقتی پاسخی ندارد، دلیلی هم ندارد که در قدرت حضور داشته باشد.

بنابراین اگر قرار به حضور در انتخابات باشد، نخستین کاری که باید انجام شود، تعیین شرط و شروط است، تا هم بتوانند تکلیف خود را از نظر سیاسی انجام دهند و هم با مردم معاشرت و تعامل داشته باشند.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه