همراه ما باشید

کاوش بررسی می‌کند؛

چه کسانی از نیامدن لاریجانی ضرر می‌کنند؟

چه کسانی از نیامدن لاریجانی ضرر می‌کنند؟

با اعلام بی علاقگی رئیس مجلس نسبت به شرکت در انتخابات پیش رو، خلا بسیار بزرگی در معادلات سیاسی احساس می‌شود که اثرات ژرفی بر سرنوشت و وضعیت گروه‌های سیاسی و به ویژه میانه‌روها خواهد گذاشت.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، خبر ابراز بی‌علاقگی «علی اردشیر لاریجانی» برای شرکت در انتخابات مجلس یازدهم، پر سر و صداترین خبر روز گذشته در سراسر کشور به شمار می‌رود. رئیس مجلس شورای اسلامی در سه دوره پیاپی هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و یکی از مردان اثرگذار عرصه سیاست ایران در 4 دهه گذشته اعلام کرد که پس از 12 سال حضور در پارلمان دیگر قصدی برای ادامه نمایندگی ندارد. البته پیش از این نیز اخباری در این زمینه منتشر شده بود، اما خود لاریجانی تا دیروز اظهار نظری رسمی در این باره نداشت، آنهم جلو دوربین رسانه ملی.

 

اثرات امتناع لاریجانی از حضور در انتخابات

 

اینکه آیا لاریجانی به راستی قصدی برای شرکت در انتخابات مجلس یازدهم دارد یا نه، بحث دیگری است و البته تا پایان فرصت ثبت نام داوطلبان نیز یک هفته زمان باقی است، که بدون تردید زمان در چنین شرایطی زمان بسیار زیادی به شمار می‌رود. تجربه نیز نشان می‌دهد که بیشتر چهره‌های شناخته شده و اثرگذار سیاسی، کار ثبت نام انتخاباتی را به دلایل گوناگون به روز پایانی وامی‌گذارند.

اما اگر فرض را بر این بگذاریم که حضور نیافتن لاریجانی در انتخابات مجلس، امری قطعی است، آنگاه این پرسش ایجاد می‌شود که نبود لاریجانی در این رویداد مهم، چه اثری بر معادلات سیاسی انتخابات مجلس خواهد گذاشت؟

 

تکلیف لیدری میانه‌روها برای انتخابات چه خواهد شد؟

 

برای نبود لاریجانی 3 اثر مهم می‌توان برشمرد که نخستین آن ، مساله لیدری جریان اعتدالیون و اصولگرایان معتدل در انتخابات مجلس است. در شرایطی که اصولگرایان راه خود را از گروه یاد شده جدا کرده و گهگاه به تخریب آنها نیز علاقه نشان می‌دهد و حتی اصلاح‌طلبان نیز بر تصمیم خود مبنی خودداری از ائتلاف با اعتدالیون و اصولگرایان میانه رو اصرار می‌ورزند، روشن است که برای میانه‌روها چاره‌ای جر حضور مستقل در عرصه انتخابات باقی نمی‌ماند، اما پس از این که چهره‌هایی همچون «علی‌اکبر ناطق‌نوری»، خود را کنار کشیدند، اکنون نوبت لاریجانی است که انصراف خود آنها را دچار چالش کند، چراکه در نبود کسی همچون لاریجانی میانه‌روها در معرفی یک نماد و تابلو انتخاباتی و همچنین یافتن لیدری قدرتمند که آنها را از کوران مبارزات انتخاباتی عبور داده و یکپارچه نگاه دارد، دچار مشکل جدی خواهند شد.

 

کاهش چشمگیر وزن میانه‌روها در معادلات سیاست داخلی

 

دومین مشکل برای میانه‌روها این است، که با کنار رفتن لاریجانی، آنها از یک حامی و نماینده قدرتمند و با نفوذ که سطح نخست سیاست کشور نقشی بر عهده دارد محروم خواهند شد. در واقع به زبان عامیانه می‌توان گفت، که با انصراف لاریجانی از حضور در مجلس، وی به صورت منطقی از همه جایگاه‌هایی که به دلیل ریاست مجلس در اختیار داشته است نیز محروم خواهد شد. بدین ترتیب اصولگرایان میانه‌رو وزن ساسی خود در سطح کلان نظام را تا اندازه بسیار بالایی از کف خواهند داد که می‌تواند اثرات ویرانگری بر آینده سیاسی آنها برجای بگذارد.

 

دولت بزرگترین قربانی کنار کشیدن لاریجانی

 

سومین اثر منفی انصراف لاریجانی برای دولت خواهد بود که آن نیز به میانه روی مشهور است. در حال حاضر لاریجانی به عنوان رئیس مجلس و عضو شورای سه نفره سران قوا بخش بسیار بزرگی از حملات و فشارهایی که به ویژه از مجلس و به تحریک برخی نیروهای بیرون از آن ایجاد می‌شود را خنثی کرده و از این جهت پشتیبان و یاری دهنده بزرگی برای دولت اعتدالی بوده است. بسیاری بر این باورند که اگر کنترل لاریجانی بر مجلس نبود نمایندگان مخالف دولت چندین برابر وضعیت کنونی زیر فشار می‌گذاشتند. به هر روی روشن است که با ترکیب احتمالی مجلس یازدهم و نبود لاریجانی بر صندلی ریاست پارلمان، دولت در یک سال پایانی عمر خود روزهای بسیار سختی را در پیش خواهد داشت و چه بسیا ممکن است که نتواند دوران خود را تا روز پایانی آن بگذراند.

آنچه یاد شد تنها بخشی از اثرات خلا لاریجانی بر معادلات سیاسی کشور است و بی تردید نبود این سیاست‌مدار کهنه کار چه برای موافقان و چه مخالفان وی پیامدهای محسوسی در پی خواهد داشت. البته هنوز برای داوری دربراه نیامدن وی کمی زود است.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه