همراه ما باشید

کاوش بررسی می‌کند؛

پیامدهای استعفای روحانی

پیامدهای استعفای روحانی

با بیشتر شدن فشار مجلس برای استیضاح وزیران دولت دوازدهم و احتمال سقوط کابینه، این امکان وجود دارد که رئیس جمهور به دلیل پیچیده شدن مشکلات و نبود همکاری قوه مقننه تصمیم به استعفاء بگیرد.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، با پیگیری طرح‌های پی در پی استیضاح وزرای دولت دوازدهم در مجلس شورای اسلامی، دولت حسن روحانی در وضعیت پیچیده‌ای قرار گرفته و احتمال سقوط کابینه و همچنین استیضاح رئیس جمهور نیز به بالاترین میزان ممکن رسیده است.

 

انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده، اهداف اصلی سقوط کابینه

 

اما در صورت رخ دادن چنین شرایطی، وضعیت کشور چگونه خواهد شد و آن دسته از نمایندگان مجلس که با همراهی و تحریک جریان‌هایی در بیرون از هرم سبز با شتاب هرچه تمام‌تر پیگیر این پروژه هستند، چه اهداف و منافعی را دنبال می‌کنند.

در نخستین نگاه، روشن است، که نمایندگان مجلس انگیزه انتخاباتی پررنگی برای پیگیری این طرح دارند، چراکه انتخابات مجلس نزدیک است و طرح بنزین نیز نارضایتی‌های عمیقی را در جامعه ایجاد کرده است، پس طبیعی است که نمایندگان به دنبال جدا کردن اقدامات دولت و توجیه شهروندان ساکن در حوزه انتخابیه خود باشند. همین انگیزه در برخی از افرادی که برای ورود دوباره به مجلس تلاش می‌کنند نیز وجود دارد. در واقع آنها تلاش می‌کنند، تا وارد کردن بیشینه فشار به مجلس و دولت مستقر، بخت خود را برای جلب اقبال عمومی افزایش دهند.

از سوی دیگر حتی اگر این اتفاق در مجلس کنونی نیز برای دولت رخ ندهد، در مجلس آینده با سرعت و شدت بیشتری گریبان دولت را خواهد گرفت. این مساله انگیزه احتمالی دیگر این پروژه را روشن می‌سازد. در واقع نمایندگان مجلس آینده با همراهی جریان‌های در بیرون از پارلمان تلاش خواهند کرد، تا بیشنه فشار و مخالفت را با دولت روحانی ایجاد کنند. در این شرایط شاید هدف نهایی، لزوما ساقط کردن دولت نباشد، بلکه این نیروهای سیاسی در تلاشند تا با تضعیف بیشینه دولت مستقر، زمینه را برای روی کار آمدن دولت آرمانی خود در انتخابات 1400 فراهم کنند.

 

شرایط کشور بدون دولت

 

شاید از دید این نیروهای سیاسی، مساله بسیار ساده و آسان باشد، اما ممکن است همه چیز هماهنگ با آنها پیش نرود. نخستین مساله آن است که تضعیف بیش از اندازه و سنگ‌اندازی بر سر راه دولت ممکن است، مشکلات فروانی را برای کشور ایجاد کند. به ویژه اینکه کشور در شرایط تحریم‌های گسترده قرار دارد و ائضاع اقتصاد داخلی نیز چندان به سامان نیست. با این وضعیت اگر مجلس کنونی یا آینده تلاش کند که کابینه از نصاب بیاندازد، آنگاه بدون تردید شاهد یک فصل طولانی از تعلیق بر کشور خواهیم بود. وزارت‌خانه‌هایی که وزیر ندارند و بعید است که در کشمکش شدید میان رئیس‌جمهور و مجلس در مدت زمانی کوتاه به سروسامان پیدا کنند.اگر چنین وضعیتی در مجلس آینده رخ دهد، حتی امکان دارد، که وضعیت نابسامان تا انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نیز به درازا بکشد، که چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای نخواهد بود.

 

احتمال استعفای رئیس جمهور

 

در این میان حتی امکان پیشامدهای بدتری نیز وجود دارد. شاید برخی از سیاسیون در رسانه‌ها اینگونه تظاهر کنند، که دولت از کارآمدی لازم برخوردار نیست، وگرنه اداره کردن کشور با نیروهای شایسته به سادگی امکان‌پذیر است. البته ممکن است که مورد ناکارآمدی دولت تا اندازه‌ای حق داشته باشند، اما باید پذیرفت که ادراه مملکت در شرایط کنونی به هیچ روی کار ساده‌ای نیست و دولت در حال تحمل فشاری سنگین است.

در این شرایط اگر مجلس و نیروهای سیاسی مخالف، بدون توجه به وضعیت بغرنج دولت، به رئیس جمهور و کابینه فشار بیشتری وارد آورند، این احتمال وجود دارد که حسن روحانی این حملات را تاب نیاورده و عطای اریکه ریاست جمهوری را با لقایش ببخشد. بدین ترتیب همه مشکلاتی که یادآوری شد و ممکن بود در صورت سقوط کابینه رخ دهد، اکنون نیز رخ خواهد داد، البته در شرایطی که کشور رئیس جمهوری نیز به خود نمی‌بیند.

چنین وضعیتی یک بحران مطلق خواهد بود، کابینه‌ای که سقوط کرده، وزارت خانه‌هایی که وزیر ندارند و از همه مهم‌تر کابینه‌ای که رئیس ندارد. شایسته است به یادآوریم، که معاون رئیس‌جمهور نیز کسی است، که خود بسیار پیشتر از بحرانی شدن اوضاع در اندیشه ترک دولت بود!

 

کاسه صبر روحانی را لبریز نکنید

 

باید توجه داشت که دود آتشی که برای دولت دوازدهم افروخته شده است، به چشم همه خواهد رفت. اگر کشور گرفتار بحران مدیریت و مسئولیت شود، هیچ کس نمی‌تواند خود را بیرون از این کشتی شکسته نگه‌ دارد و بدون تردید همه از این شرایط اسیب خواهند دید. شاید چشم‌اندازی که در پی سقوط کابینه و برکناری رئیس جمهور خودنمایی می‌کند بسیار فریبنده باشد، اما باید توجه داشت که وقتی صندلی ریاست جمهوری به اندازه‌ای داغ است که صاحب کنونی‌ آن رغبتی برای نشستن بر رویش نشان نمی‌دهد، چنین کاری برای جانشینش نیز چندان ساده نخواهد بود. رئیس جمهور خواهد رفت، اما ساده‌انگاری است اگر بر این باور باشیم که مشکلات نیز با او خواهند رفت.

از سوی دیگر نمایندگان باید واقع‌بین باشند، در شرایط کنونی کشور، استیضاح و استعفای وزراء به جز منافع تبلیغاتی و شخصی آنها، چه سودی می‌تواند داشته باشد؟ البته شعار حضور جوانان با انگیزه و پرانرژی در عرصه مدیریتکلان کشور، بسیار دلچسب و فریبنده است، اما در عمل به آن سادگی که نشان می‌دهد هم نیست. چه کسی توان جانشینی وزرای کنونی را دارد؟ آیا وضعیت کنونی کشور، مجالی برای میدان دادن به جوانان که باید آزمون و خطا کنند باقی خواهد گذاشت؟ اگر هم بحث جوانان مطرح نیست که برای نمونه در میان با تجربه‌ها چه کسی از  زنگنه برای وزارت نفت شایسته تر است؟

نمایندگان باید بدانند که اگر به دنبال منافع شخصی و گروهی و کوتاه مدت خود بوده و واقعیت‌های موجود را نادیده بگیرند، اتشی به پا خواهد شد که خشک و تر را خواهد سوزاند.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه