همراه ما باشید

کاوش گزارش می‌دهد؛

اصولگرایان و آغاز دردسرهای انتخاباتی

اصولگرایان و آغاز دردسرهای انتخاباتی

با اینکه اخبار منتشر شده درباره اردوگاه اصولگرایان، نشان از روزهای خوش و برقراری تفاهم در این جریان سیاسی دارد، اما آنها با مشکلات دیگری نیز روبرو هستند که به زودی خود را نشان خواهند داد.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، در فرصت نزدیک به 3 ماهه تا برگزاری انتخابات مجلس یازدهم، به نظر می‌رسد که اصولگرایان با یکدیگر کنار آمده و به توافقی نسبی دست یافته‌اند.

پایداری‌ها که به هیچ وجه با شورای وحدت همکاری نمی‌کردند و حتی از حضور در نشست‌های شورا نیز سر باز می‌زدند، اکنون با تاکید بر اینکه هیچ‌گونه سهم‌خواهی در فهرست‌های انتخاباتی نخواهند داشت، به صورت داوطلبانه با دیگر اصولگرایان وارد گفتگو شده‌اند. حزب موتله اسلامی از راهبرد ارائه فهرست حزبی دست برداشته و جامعه روحانیت مبارز نیز از سنگر سکوت بیرون آمده و نسبت به امکان موفقیت سازوکار شورای ائتلاف اظهار امیدواری می‌کند.

 

آیا تنها اعلام همکاری و تفاهم میان اصولگرایان کافی است؟

 

اما با همه این نشانه‌های مثبت، آیا می‌توان گفت که روزهای دشوار اصولگرایان و شورای وحدت به پایان خود رسیده و این جریان اکنون با قاطعیت و یکپارچگی کامل، تنها باید روزهای مانده تا انتخابات را بگذراند و پس از آن فاتحانه پای بر سرسرای هرم سبز بگذارد؟

دلایل و شواهد بسیاری وجود دارد که مرحله کنونی، هنوز آغاز روزهای سخت‌ اصولگرایان بوده و دشورای‌های بسیار در انتظار آنان است، که یکی از بزرگترین آنها برگزیدن نماد انتخاباتی و سرلیست برای شهرهای بزرگ به ویژه شهر تهران است. با قطعی شدن حضور محمدباقر قالیباف  در انتخابات مجلس، روشن است که وی یکی از گزینه‌های اصلی سرلیستی تهران و در واقع مدعی این جایگاه خواهد بود. حتی شاید بتوان گفت و وی به کمتر از این رضایت نخواهد داد.

 

مشکل انتخاب سرلیست

 

این در حالی است که جبهه ‌پایداری، همسویی چندانی با قالیباف ندارد و در عوض از نامزد اصلح خود سعید جلیلی برای قرار گرفتن در جایگاه نماد و تابلو انتخاباتی اصولگرایان حمایت می‌کند، البته او می خواهد از مشهد وارد صحنه انتخابات شود ولی مدعی ریاست مجلس است که این مساله وضعیت را پیچیده‌تر خواهد کرد. افزون بر این در میان چهره‌های حاضر در شورای وحدت نیز مدعیان سرلیستی اصولگرایان کم نیستند.

بستن خود فهرست‌ها و معرفی نامزدها نیز کار بسیار دشواری است، جدای از مشکلات کلانشهرها، حوزه‌های انتخابیه تک نماینده، خود به یکی از مشکلات بزرگ اصولگرایان تبدیل شده است. برخی اخبار حاکی از آن است برای شماری از حوزه‌های انتخابیه، گاهی تا 6 مدعی اصولگرا برای یک جایگاه نمایندگی وجود دارد، که هریک از زاویه دارای امتیازات مهم هستند. به ویژه در شهرستان‌ها برقراری تعادل میان ویژگی‌های سیاسی و دارا بودن شاخص‌های اصولگرایی با مقبولیت قومی و نژادی کار بسیار دشواری خواهد بود.

 

رقبات درونی، سازمان رای اصولگرایان را تهدید می‌کند

 

در کنار این مشکلات به دلیل جدایی اصولگرایان از چهره‌هایی همچون لاریجانی و احمدی‌نژاد، نامزدهای نزدیک به این دو نفر می‌توانند در رقابت با نامزد شورای وحدت مشکل‌ساز باشند، چراکه به هر صورت پایگاه رای این رقبا اشتراک و همپوشانی بالایی با آرای اصولگرایان دارد و بدون تردید در نهایت، به شکسته‌ و تقسیم شدن شدن آرای آنان خواهد انجامید.

مساله پایداری‌ها نیز اگرچه به ظاهر حل شده است، اما همانند آتشی زیر خاکستر همچنان داغ پر حرارت است و سرانجام در جایی سر باز خواهد کرد. یکی از این نقاط، گزینش و معرفی نامزد در حوزه‌هایی است که جبهه‌ پایداری هم‌اکنون در آن حوزه‌ها نماینده حاضر در مجلس دارد. برای نمونه چگونه می‌توان انتظار داشت که در حوزه‌ای مانند مشهد و کلات، اعضای جبهه پایداری که هم‌اکنون نماینده مجلس هستند، کنار بروند تا جا برای معرفی سایر اصولگرایان مشهدی به عنوان نامزد باز شود؟! اگر هم در ترکیب این نمایندگان دگرگونی ایجاد نشود، در این صورت رضایت پایداری به قیمت نارضایتی دیگران فراهم آمده که این خود، مشکلی دیگر است!

 

نظرسنجی یا تطبیق شاخص‌ها؟

 

مشکل دیگری که اصولگرایان در روزهای آینده با آن روبرو خواهند شد، شاخص‌های انتخاب نامزدهاست، چراکه در این جریان اختلاف دیدگاه شدیدی درباره شیوه گزینش نامزدها و اینکه چه کسی از دیگران مناسب‌تر است وجود دارد. عده‌ای بر این باورند که در این زمینه نظرسنجی‌ها باید تعیین‌کننده باشند، زیرا کسی که وارد عرصه انتخابات می‌شود باید، توانایی جذب آرای مردم را داشته باشد. گروهی دیگر از اصولگرایان نیز معتقدند که نامزد انتخاب شده باید اصلح باشد و اهمیتی ندارد که در نظرسنجی چه اندازه محبوب بوده است یا خیر.

در مورد نخست همواره بر سر اعتبار نظرسنجی اختلاف وجود داشته است، تا جایی که برخی به این نظرسنجی‌ها، عنوان نظرسازی داده و شیوه‌های گوناگونی که می‌توان با آنها آرای واقعی مردم را وارونه جلوه داد انگشت می‌گذارند. از این رو گروهی از اصولگرایان با رد شاخص نظرسنجی، بر بهره‌گیری از شاخص‌های اصولگرایی برای گزینش نامزدها تکیه می‌کنند.

اما در مورد شاخص‌ها اختلاف، حتی شدیدتر از نظرسنجی‌ها نیز می‌شود، زیرا شاخص‌ها بسیار کلی و گنگ بوده و هرکسی ممکن است درک متفاوت از انها داشته باشد. به همین دلیل موارد بسیاری دیده می‌شود که در آن نامزدی، از دید یک گروه دارای همه شاخص‌های موجود است، اما از دید گروهی دیگر هیچ یک از آن ملاک ها را ذر خود ندارد. این مشکل  در حوزه‌های تک نماینده شدیدتر نیز می‌شود، چراکه ممکن است شخصی که واجد شاخص‌ها شناخته نشده، با تکیه بر ظرفیت‌های قومیتی خود، جداگانه وارد انتخابات شده و معادلات را برهم بزند.

هرچند اصولگرایان در ظاهر به توافق رسیده‌اند، اما با توجه به آنچه گفته شد، باید منتظر ایجاد شدن اختلافات پنهان و در پی آن اختلافات اشکار در این جریان بود، که تدوین یک فهرست یگانه را به کاری دشوار تبدیل خواهد کرد. حال باید دید که جناح اصوگرا چگونه با این مشکل، روبرو خواهد شد.

درباره نویسنده

علیرضا حسینی مشاهده تمام مطالب

ثبت دیدگاه