همراه ما باشید

کاوش بررسی می‌کند؛

بازگشت جامعه روحانیت به جایگاه داوری؛ تشریفاتی یا تشکیلاتی؟

بازگشت جامعه روحانیت به جایگاه داوری؛ تشریفاتی یا تشکیلاتی؟

با انتشار خبر حضور 3 نماینده از جامعه روحانیت مبارز برای نظارت و داوری بر تصمیمات شورای وحدت اصولگرایان، بحث پیرامون تشریفاتی و یا حقیقی بودن جایگاه جامعه روحانیت در سازمان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی جریان اصولگرایی بالا گرفته است.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، پس از تعاملات مثبت جبهه‌پایداری با شورای وحدت اصولگرایان و جامعه روحانیت و همچنین اظهار امیدواری گروه‌های مختلف اصولگرا، نسبت به ایجاد وحدت در این جناح، اکنون اخباری از ورود جامعه روحانیت مبارز در معادلات شورای وحدت اصولگرایان به گوش می‌رسد.

در مهم‌ترین نمونه، «اسدالله بادامچیان»، دبیر کل حزب موتلفه اسلامی، درباره نقش جامعه روحانیت به خبر آنلاین گفت: "اینکه جامعه روحانیت عضو شورای وحدت باشد، خب جامعه روحانیت گفته است که ما نمی‌توانیم عضو باشیم و به همین خاطر با هم به تفاهم رسیدند که جامعه روحانیت عضو شورای ائتلاف نیست بلکه قبول کردند نظارت و داوری را بپذیرند، سه نفر را برای همین نظارت معرفی کردند".

 

روند تضعیف جامعه روحانیت

 

اما چه روندی به قرار گرفتن جامعه روحانیت مبارز در جایگاه نظارت و داوری شورای وحدت اصولگرایان انجامید؟ از آغاز انقلاب اسلامی تا گذشته‌ای نه‌چندان دور، جامعه روحانیت مبارز در عرصه سیاست ایران از جایگاهی برجسته و نقشی تعیین کننده برخوردار بود. تا جایی که اتخاذ بسیاری از تصمیمات مهم ملی و گزینش نامزدها برای شرکت در انتخابات گوناگون در این تشکل انجام می‌گرفت و جامعه روحانیت به مفهوم واقعی "فصل‌الخطاب"، بحث‌های سیاسی کشور بود.

هرچند در پی انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه و به ویژه پس از به قدرت رسیدن دولت اصلاحات، جامعه روحانیت کنترل خود بر این جریان سیاسی را از دست داد، اما چیرگی آنها بر جریان اصولگرایی همچنان به قوت خود باقی بود تا اینکه با به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد، برخی از اصولگرایان با همراهی وی در صدد برآمدند تا از نفوذ این تشکل کاسته و به آن جایگاهی تشریفاتی ببخشند.

اوج این روند تضعیف در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نمایان شد. جایی که ائتلاف گنگ 2+1 شکل گرفت و در پایان آن نیز نه توجهی به رهنمودهای مرحوم آیت‌الله «محمّدرضا مهدوی‌کنی» به عنوان بزرگ شیوخ جامعه روحانیت شد و نه اصولگرایان به نامزدی واحد دست‌ یافتند.

 

تلاش جامعه برای احیای جایگاه گذشته

 

در انتخابات سال 96 نیز، بخشی از جریان اصولگرا قصد داشت تا با پیگیری همین شرایط، جایگاه داوری تشریفاتی جامعه روحانیت مبارز را تثبیت کند و در همین راستا نقش پررنگ و تعیین کننده‌ای برای این تشکل در "جمنا" در نظر گرفته نشد. اما گویا جامعه روحانیت قصد تن دادن به چنین تقدیری را نداشت و علاقه‌مند بود که مانند گذشته نقشی فعال و مستقل را  در معادلات قدرت اصولگرایان بازی کند.

در همین راستا جامعه روحانیت، خود را بیرون از جریان اصلی اصولگرایی که در چارچوب جمنا تعریف می‌شد، قرار داده و با معرفی و حمایت از «ابراهیم رئیسی» به عنوان نامزد خود برای انتخابات ریاست جمهوری و پافشاری بر حضور وی، جمنا را  که نظرش بر نامزدی «محمدباقر قالیباف» بود، در یک موضوع انفعالی قرار داد.

با توجه به اینکه رئیسی هیچ ‌گاه خود را نامزد جمنا معرفی نکرد و در قالب رسمی این جبهه قرار نگرفت و ازسوی دیگر نامزد برگزیده جبهه نیز کس دیگری بود، حمایت جمنا از وی بیشتر به معنای پیروی این تشکل از ابراهیم رئیسی بود تا اینکه تعیین‌کنندگی آنها را نشان دهد. در واقع در این داستان، جامعه روحانیت بود که نقشی مستقل ایفا کرد و دیگر اصولگرایان را به دنبال خود کشاند.

جریان‌سازی و پایگاه اجتماعی که در پی آرای به نسبت قابل توجه ابراهیم رئیسی شکل گرفت، موجب شد تا جامعه روحانیت بار دیگر از پیرامون به سوی مرکز جریان اصولگرایی حرکت کرده و توانایی‌های خود را برای هدایت و راهبری یک طیف گسترده سیاسی، مانند اصولگرایان به نمایش بگذارد.

 

تشکیل یک قطب جدید در جناح اصولگرا

 

جامعه روحانیت مبارز در 2 سال گذشته نیز همین رویه را با هدف اثرگذاری مستقل و گسترده‌تر پی گرفته است. آنها با برداشتن پسوند تهران از انتهای نام خود و تبدیل شدن به جامعه روحانیت مبارز کشور و همچنین فعال کردن شعب استانی جامعه، اقدام به گسترش نفوذ سراسری و انسجام‌بخشی به سازمان خود کرده‌اند. از سوی دیگر جامعه روحانیت مبارز، احزاب و تشکل‌های اصولگرایی را که از سازوکار و روند تصمیم‌گیری شورای وحدت بیرون مانده و یا به نوعی کنار گذاشته شده بودند را پیرامون خود گرد آورده و زیر پرچم جامعه  یکپارچه کرد.

برگزاری منظم جلسات و هماهنگی چشم‌گیر این تشکل‌ها منجر به تشکیل یک قطب قدرت در جریان اصولگرایی شد که نادیده گرفتن آن از سوی شورای وحدت دیگر امکان‌پذیر نبود.

 

آیا جامعه در موقعیت برتر قرار دارد؟

 

در این شرایط سخنان بادمچیان در مورد نقش داوری و نظارت نمایندگان سه‌گانه جامعه روحانیت بسیار غیرمنتظره بود. زیرا از یک سو بر عدم عضویت و مستقل بودن جامعه روحانیت از شورا وحدت تاکید کرده و اظهارت وی نشان می‌دهد که شورا نیز این مساله را پذیرفته است و از سوی دیگر برای جامعه روحانیت نقشی تعیین‌کننده و جایگاه بالاتر از هسته تصمیم‌گیری شورا قایل شده است.

برخی از منابع خبر می‌دهند که رسانه‌ای شدن این تصمیمات توسط بادمچیان، موجب ناخشنودی شورای وحدت شده و زمینه اعتراضات گسترده به او را فراهم آورده است. دلیل این نارضایتی نیز آن است که ظاهرا شورای وحدت قصد داشته تا همچنان به سیاست خود در مورد تشریفاتی کردن نقش جامعه روحانیت ادامه دهد و در نظر گرفتن جایگاه داوری برای این تشکل نیز در همین چارچوب برای شورا معنا پیدا می‌کند.

از این رو شورای وحدت قصد داشت تا مساله داوری و نظارت جامعه روحانیت را با کمینه بازتاب رسانه‌ای و در کمترین سطح اهمیت نگاه دارد، که این سیاست در پی اظهارت بادمچیان  با چالشی جدی روبرو شد.

به نظر می‌رسد که وضعیت کنونی، جامعه روحانیت را در جایگاه بهتر و بالاتری نسبت به شورای وحدت قرار داده و این شوراست که به دنبال جامعه روحانیت حرکت می‌کند نه برعکس! از این رو زمینه بازگشت جامعه روحانیت مبارز به جایگاه گذشته‌اش تا اندازه زیادی فراهم شده است. حال شورای وحدت اصولگرایان در شرایطی قرار گرفته است که باید در مورد جایگاهی که برای جامعه روحانیت در نظر گرفته با شفافیت بیشتری موضع‌گیری و تشکیلاتی یا تشریفاتی بودن آن را روشن کند.

درباره نویسنده

علیرضا حسینی مشاهده تمام مطالب

ثبت دیدگاه