همراه ما باشید

کاوش بررسی می‌کند؛

ماجرای فرمان آیت‌الله و چرخش ناگهانی پایداری‌ها به سمت ائتلاف

ماجرای فرمان آیت‌الله و چرخش ناگهانی پایداری‌ها به سمت ائتلاف

رایزنی اعضای ارشد جبهه‌ پایداری برای پیوستن به ائتلاف و تاکید آنها بر همراهی بدون سهم‌خواهی، موجب شگفتی ناظران شده است.

به گزارش پایگاه خبری کاوش، تا چندی پیش هیچ یک از آگاهان به معادلات سیاسی درون جریان اصولگرایی، نزدیکی و توافق جبهه پایداری و دیگر اصولگرایان را ممکن نمی‌دانستند.

 

آشتی‌جویی غیرعادی پایداری‌ها

 

البته در ماه‌های گذشته، گهگاه اخباری از سوی پایداری‌ها مبنی بر اینکه به یک مدل انتخاباتی دست یافته‌اند و قصد دارند که آن را با دیگر گروه‌های اصولگرا به اشتراک بگذارند تا وحدت ایجاد شود و اینکه آنها هیچ گونه سهم‌خواهی برای انتخابات نخواهد داشت به گوش می‌رسید، اما کسی باور نمی‌کرد که پایداری‌ها در این راه چندان جدی باشند.

در این شرایط خبر دیدارها و رایزنی چهره‌های شاخص جبهه پایداری با اعضای جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی، همه را غافلگیر کرد. به ویژه اینکه پایداری در آن دیدارها نیز بر عدم سهم‌خواهی و حمایت و همراهی کامل تاکید کرده بود. این دیدارها سبب شد که بسیاری از چهره‌های اصولگرا نسبت به توافق با پایداری‌ها اظهار امیدواری کنند.

اما چه شد که جبهه پایداری با وجود تاکیدات شدید بر اینکه هیچ نماینده و حضوری در شورای وحدت اصولگرایان نداشته و نخواهد داشت و حملات شدیدی که چهره‌های شاخص این جبهه علیه بسیاری از بزرگان اصولگرایی به راه انداختند، به این نتیجه رسید که باید بدون سهم‌خواهی و به صورت مطلق با دیگر اصولگرایان همراه و متحد شود.

 

تکلیف مصباح به وحدت

 

در توضیح این چرخش ناگهانی، شماری این گونه تحلیل می‌کنند که آیت‌الله مصباح یزدی که پدر معنوی جبهه پایداری به شمار می‌رود، در دیدارهای اخیر خود با اعضای این جبهه بر لزوم وحدت کامل اصولگرایان در شرایط کنونی کشور تاکید کرده و پایداری‌ها هشدار داده است که باید به هر طریق ممکن با دیگر اصولگرایان کنار آمده و یکپارچه شوند.

البته چنین فرضیه‌ای، کاملا ممکن و محتمل است، اما در اینکه پایداری‌ها تنها با هشدار و تَشَرِ مرادشان پای در این راه گذاشته‌اند و هیچ اما و اگر و چون و چرایی نیز در کار نیست، نمی‌توان چندان اطمینان داشت.

برای نمونه، پس از انتشار خبر دیدارها، حجت‌الاسلام "ناصر سقای بی‌ریا"از اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری با تاکید براینکه جبهه پایداری با سایر تشکل‌های اصولگرا تعامل دارد، ولی این تعامل و همکاری رسمی نیست، گفت: تعامل ما با دوستان اصولگرا به معنای اینکه ما عضو و جزئی از شورای ائتلاف اصولگرایان یا هر تشکل دیگری باشیم، نیست و هیچ روندی فعلا از سوی ما به عنوان رویکرد مجموعه اصولگرایی تأیید نشده است.

وی افزود: ائتلاف بستگی به مذاکرات ما با دوستان اصولگرا دارد، چون ما روی شاخص‌ها و عدم سهم‌خواهی تأکید داریم و از این روی در هر حدی که بتوانیم به تفاهم برسیم و تعامل کنیم، پای کار خواهیم بود.

 

پایداری بی‌چون و چرا توافق می‌کند؟

 

درست است که در سخنان بی‌ریا نیز عدم سهم‌خواهی پایداری‌ها به چشم می‌خورد، اما وی بر نداشتن هیچ گونه تعامل و همکاری رسمی و توافق قطعی پایداری با دیگر اصولگرایان نیز تاکید کرده و ائتلاف را نیز منوط به نتیجه‌بخش بودن مذاکرات می‌کند.

با این حساب پایداری‌ها چندان نیز خود را ملزم به توافق ندیده و آماده‌اند تا هرلحظه راه خود را جدا کنند. اما در اینکه آیا اصولا توافق امکان دارد یا خیر، شاید اظهارات عضو دیگر این جبهه گویا باشد.

حجت‌الاسلام «قاسم روانبخش» عضو دیگر شورای مرکزی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در تشریح سازوکار ائتلاف و چگونگی دست‌یابی به آن به تسنیم گفت: «این ائتلاف نیازی به نشست و برخاست زیادی ندارد و همه می‌توانند بر اساس خط کش شاخص‌های انقلابی بودن، نامزدهای احتمالی را ارزیابی کنند. بی تردید اگر گرایش‌ها و تعلقات حزبی و گروهی و سهم خواهی‌ها کنار گذاشته شود ائتلاف نیروهای انقلابی بسیار راحت و سریع انجام می‌شود. جبهه پایداری چنان‌چه مشاهده کند در لیست سایر دوستان انقلابی اهدافش تامین می‌شود، آن لیست را به طور کامل تایید می‌کند حتی اگر یک عضو رسمی جبهه در آن نباشد».

 

بیشتر قضاوت و کمتر گفتگو

 

با توجه به این اظهارت باید گفت که پایداری عدم سهم‌خواهی خود را به سهم‌خواه نبودن دیگر گروه‌ها مشروط می‌کند و دیگر اینکه چندان به مذاکره اعتقاد ندارد، بلکه توپ را در زمین دیگران انداخته و صبر می‌کند تا آنها فهرست‌ها را تدوین کنند، بعد به قضاوت فهرست آنها نشسته و رد یا تاییدشان می‌کند. به بیان دیگر پایداری‌ها بازهم خود را قاضی و شاخص اصولگرایی به شمار آورده‌اند.

در مورد امکان ائتلاف نیز روانبخش این‌گونه اظهار می‌کند:«هدف اول ما ائتلافی حداکثری است، ولی چنان چه این هدف میسر نشد به مراتب پایین‌تر اکتفا خواهیم کرد. به عنوان مثال اگر در لیست آنها ۱۵ نفر یا ۲۰ نفر وجود داشته باشد که دارای شاخص های انقلابی هستند ما آن تعداد را در لیست خودمان قرار می‌دهیم و بقیه آنها را از دیگر دوستان انقلابی انتخاب خواهیم کرد».

با این حساب تنها چیزی که پایداری پذیرفته است امکان اشتراک در فهرست‌هاست که البته ممکن است اعداد 20 یا 15 به 10 و 5 و حتی 1 نیز کاهش یابد، چرا که همه چیز بستگی به شاخص‌ها دارد نه مذاکره و گفتگو.

 

که عشق آسان نمود اول.../ دایره بسته‌ها شاخص‌ها

 

روانبخش در باره شاخص‌ها نیز توضیحاتی دارد: «و درباره شاخص‌ها این شاخص‌ها بارها توسط حضرت امام (ره) و امام خامنه‌ای بیان شده است. به عبارت دیگر مجلس انقلابی آن است که بر اساس ۴ رکنِ تدین، مردمی بودن، انقلابی بودن و  تخصص نمایندگان شکل بگیرد».

البته وی در ادامه سخنانش، این 4 شاخص را به صورتی گسترده توضیح داده و تشریح کرده است، اما حتی مصداق‌های ریزتر آن نیز به صورتی شگفت‌انگیزی کلی و نامشخص هستند، به گونه‌ای که هرکس می‌تواند برداشت خود را از آن‌ها داشته باشد یا دایره شمول آن را بسیار بسته یا باز در نظر بگیرد که همین نقطه آغاز اختلاف و دعوا خواهد بود.

با توجه به آنچه گفته شد، هرچند ممکن است که پایداری‌ها به خواست و تکلیف مراد خود، تن به گفتگو با دیگر اصولگرایان داده باشند، اما پیچ و خم و دوپهلو بودن مواضع را آنچنان به رفتار خود تنیده‌اند که چنین توافقی از همان آغاز راه در آستانه شکست قرار می‌گیرد. شاید هم تنها قصد پایداری نشکستن دل مصباح است.

به هر صورت داستان این روزهای پایداری و اصولگرایان و احتمال وحدت آنها، مصداق این مصرع از خواجه شیراز است که می‌فرماید: «... که عشق‌ آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»!

درباره نویسنده

علیرضا حسینی مشاهده تمام مطالب

ثبت دیدگاه